با تو شبی
در آینده ای نه چندان دور
زندگی نکرده باشم و
تو گریه هایم را بغل نکرده باشی
نه انتظار کشیده باشی
در انتهای جهانی گرد
جنون تلخ جهان مرا
گمم نکرده ای که پیدایم نکرده باشی
نه سایه نه سکوت نه ساعت
نه صندلی خالی و فنجان نشسته ای
نه پایه های سست و شکسته ای
نه چشمانت را بسته باشی و
مرا به یاد آورده باشی
نه نبضم را از پایه های میز تکانده باشی
دستم را گرفته باشی
بیرون زده باشیم از شعر
شب
بوق ممتد باران
خنده الو صدا
نباخته ای که نبرده باشی
نه خیابانی که با من قدم زده باشی
نه کافه ای که روبرویم نشسته باشی
نه غروبی
نه بارانی
نبوده ای که نباشی
نرفته ای که نیامده باشی
روجا چمنکار، از مجموعه شعر آماده چاپ
نظرات ()
شعری تازه از روجا چمنکار در نشریه ی ادبی جن و پری
به هدف بزن
اجزاء متصل به من بپاشد بر مارپیچ شب
همه چیز از انتها به ابتدای خود میرسد
حتی اگر رو بگردانی از بریدههای دلم
حتی اگر بگردم از بلا
فرو نرود معجزه توی خاک
نازل نشود نگاه
بر بازماندگان تیره رنگ کنارههای درد
حتی اگر پاشیده شود
خون مست مقدس بر مارپیچ شب
حتی اگر بجنبد زمین
توی پنهانترین لایهاش
نازل نشود نگاه
حتی اگر اینها
همه اجزاء آشفتهی پاشیدهی خوابهای بی ته من باشند
حتی اگر من
جزئیترین بلای منتشر شده در پنهانیترین لایهی زمین باشم
همه چیز از انتها به ابتدای خود میرسد
حتی اگر ابتدا برای رسیدن به انتها باشد
در من تمام کن
روغن معطر از تنم بگیر
صمغ عربی بر کمرگاه ساکتم بریز
متصلم به انتها
میخکوبم به هدف
بزن به بریدههای دلم
به اسم دلم
به غربت دلم
متصلم به انتها
و بازماندگانی از من
از دروازههای دریا مراقبت میکنند
حتی اگر دریا
انتهای نامعلومی باشد از نجات
نظرات ()
کلمات از نیامدنت می آیند
پاشیده می شوند روی ویرانی ام
مثل درد به زندگی ام می چسبند
مثل حرف توی دلم مانده ای
جدا نمی شوی از مرداد
و مردنم
از پیراهن زرشکی ات که تن پوش رگهایم بود
کلمات از نیامدنت می آیند
از عادت کردی به از دست دادنم
به از راه دور می بوسمت
و مردن از کنار تو آسان نبود
به تو برگردم از نمک ستونی می شوم
به خودم کنیزی مصری
که کنار دوست داشتنت
نداشتنت پاشیده می شود روی ویرانی ام
می چسبد به زندگی ام
جدایم کن از کلمات
از پیراهنت
از ته مانده های ستونی در برازجان
نظرات ()
نشر ثالث منتشر کرد : با خودم حرف می زنم

مرکز فروش :تهران - خیابان کریم خان زند - پلاک 160 - فروشگاه نشر ثالث
نظرات ()با تشکر از مدیریت پرشین بلاگ، سرکار خانم پولادزاده ، جناب آقای بوترابی و آقای شرفی و دوست شاعر، محسن بولحسنی عزیز برای کمک و مساعدتشان به اینجانب برای بازپس گیری وبلاگ کلیجا .
دوباره با کلیجایم برایتان می نویسم و مثل همیشه منتظر نقدها و نظرات ارزشمندتان هستم .
روجا چمنکار ( کلیجا )
نظرات ()